از تازه های حكمت

به حال تو می گریم

گفته شده است كه روزی بهلول وارد كاخ هارون‌الرشید شد، و مشاهده كرد كه تخت ویژه ی او خالی است و لحظه‌ای روی آن همانند پادشاهان نشست. خدمتكاران او را دیدند پس ا و را به شدت كتك زدند و از تخت‌ هارون‌الرشید پایین كشیدند در این حال هارون وارد كاخ شد و بهلول را دید كه نشسته وگریه می‌كند!

از خدمتكاران علت آن را پرسید، گفتند: او را دیدیم كه بر روی تخت تو نشسته، پس او را به خاطر این كه ادب شود، زدیم. هارون‌الرشید دلش به حال بهلول سوخت و به او گفت:دوست من گریه نكن! من خدمتكاران را عقوبت خواهم كرد! بهلول پاسخ داد: ای هارون! بی شك من به حال خودم گریه نمی‌كنم و اما به حال تو می‌گریم! من فقط یك لحظه روی تخت تو نشستم و با این كتك شدید عقوبت شدم در حالی كه تو در طول عمرت در این‌جا نشسته‌ای، پس چگونه در آخرت مجازات خواهی شد؟!

"از سخن (سخنان) لقمان حكیم به فرزندش"از حكمت پیامبران بسیار چیزها شنیدم، و هشت نمونه از آن‌ها را برای تو برگزیدم.از آن جمله:اگر در حال نماز هستی، قلبت را حفظ كن.و اگر در مجالس مردم هستی، زبانت را نگهدار. و اگر در خانه‌های مردم هستی، چشمت را حفظ كن. و اگر بر روی[سفره‌ی] غذا هستی، معده ی خود را نگهدار.دو چیز را هرگز به یاد میاور:بدی مردم را به خودت و خوبی خودت را به مردم.ودو چیز را هرگز فراموش نكن:خداوند و سرای آخرت را!