[

درس اول*                                                                        آشنایی با فلسفه اسلامی

1- فلسفه چه رابطه ای با علوم تجربی دارد؟

الف)علوم تجربی بر اصول و پایه هایی (مبانی ) استوار است که عبارتند از :واقعیت داشتن جهان ، قابل شناخت بودن ، اصل علیت،درستی روش تجربه و آزمایش و ...این اصول بوسیله فلسفه مورد بررسی قرار گرفته و اثبات شده و در اختیار علوم تجربی قرار می گیرند.  ب) فلسفه در باره اعتبار و ارزش روش تجربی در طبیعت سخن می گوید. ج) حدود و توانایی روش تجربی را تعیین می کند.                 

 

2- فلسفه چه رابطه ای با علوم انسانی دارد؟

هر یک از رشته های علوم انسانی متکی به یک بینش فلسفی است و دانشمندان علوم انسانی (روان شناسی،جامعه شناسی،سیاست،حقوق و ...)بسته به اینکه پیرو کدام مکتب فلسفی باشند نظریاتشان در رشته ی تحقیقی شان با دیگر دانشمندان همان رشته که پیرو مکاتب فلسفی دیگر هستند تفاوت اساسی دارد پس بر اساس دیدگاههای مختلف فلسفی مکاتب و روش های مختلفی درعلوم انسانی پدید می اید.

3- مابعدالطبیعه را تعریف کنید؟

علم به احول موجودات از حیث وجود آنها است و فلسفه علم هستی شناسی است و بر این اعتبار به آن مابعدالطبیعه می گویند.

4- علوم مختلف و فلسفه هر کدام موجودات را چگونه بررسی می کنند؟

هر یک از علوم گوناگون به مطالعه ی چهره ای خاص از موجودات می پردازد.ریاضیات با کمیت و مقدار اشیاء سروکار دارد.فیزیک خواص ظاهری اشیاء مانند سردی و گرمی،حرکت سکون،جرم،نیرو،شتاب و...رامطالعه می کند.اما فلسفه با بود و نبود اشیاء کار دارد مِی خواهد احکام اشیاء را از آن جهت که هستند کشف کند.

5- موضوع فلسفه چیست؟

موضوع:وجود=مطلق وجود=وجود محض=بررسی جهان هستی از آن جهت که وجود دارد.

6- روش مابعدالطبیعه را توضیح داده و بنویسید چرا در فلسفه نمی توان از روش تجربه استفاده کرد؟

روش:مابعدالطبیعه وجود اشیاء را به کمک تبیین عقلانی یعنی به روش تعقلی می شناسد و با قدم عقل و برهان به پیش می رود.فلسفه به مطالعه ی عمق واقعیت اشیاء می پردازد. چنین تعمقی در اشیاء به روش تجربی و با اسباب و ابزار آزمایشگاهی مقدور نیست. زیرا این روش و ابزار تنها برای شناخت ظواهر و چهره های محسوس اشیاء به کار می آیند نه برای مطالعه در عمق و حقیقت نادیدنی آنها.

 

7- زبان مابعدالطبیعه را توضیح دهید؟ در نظر فیلسوف اشیاء و موجودات در حکم حروف و کلمات و جملات هستند و وجود وهستی شان در حکم معنای آنهاست. مابعدالطبیعه مباحث خود را در ضمن مفاهیمی چون وجوب و امکان ،علت و معلول،حادث و قدیم ،جوهر و عرض،وجود و ماهیت و ... تبیین می کند

8- هدف مابعدالطبیعه را توضیح دهید؟

هدف:مباحث وجود نیز در فلسفه به قصد شناخت کل جهان هستی است و با یک دید عقلانی هستی را بشناسد.

9- در چه لحظاتی انسان دچار حیرت می شود؟

انسان وقتی در برابر عالم وجود دچار حیرت و شگفتی می شود وارد فطرت ثانی شده است.

 

10- فطرت اول و فطرت ثانی را با مثال توضیح دهید؟

فطرت اول همان حالت عادی و روزمره زندگی ماست.(تشکیل خانواده،تحصیلات دانشگاهی،و...)

فطرت ثانی:هنگامی که انسان درباره ی مسائل کلی جهان هستی هدف زندگی و جایگاه انسان در جهان هستی و درک و دریافت حقیقت اشیاء و راز هستی به تفکر فرو می رود و از روابط و مناسبات زندگی هر روز بگسلد در فطرت ثانی قرار دارد.بشر ذاتا" متفکر است و تفکر همان فطرت ثانی اوست.

 

11- با توجه به آیات و روایات توضیح دهید که دین دارای ماهیت فلسفی است؟

هر جا که در قران و روایات مباحثی چون مبداء وجود،مراتب جهان هستی ،جایگاه انسان در جهان هستی و ...(مسائل مربوط به وجود شناسی)آمده است این مباحث مربوط به قلمرو فلسفه است پس بسیاری از آیات قران کریم و روایات ماهیت فلسفی دارند و مواضع نظری دین را در باره جهان هستی بیان می کنند هر چند مسائلی که در متون دینی آمده به در قالب اصطلاحات فلاسفه مطرح نشده است اما بیان یک مسئله به هر زبانی باشد معنای نهفته در آن را تغییر نمی دهد.

 

12- سخن امام سجاد (ع) را درباره ی توحید بنویسید؟

امام سجاد (ع) درباره ی توحید فرموده اند:خداوند می دانست در آخرالزمان گروه هایی ژرف اندیش خواهند آمد.از این رو سوره ی توحید و آیات اول سوره ی حدید ( یعنی:هوالاولو الاخرو الظاهر و الباطن و هو بکل شیء علیم) را فرستاد و هر کس سخنی غیر از آنان را بگوید هلاک شده است.

 

13- دو جبهه های مختلف را که در صدر اسلام در قبال مسائل عقلی پدید آمدند نام برده و عقاید هر کدام را بنویسید؟

در صدر اسلام در میان عامه (مسلمانان اهل سنت ) دو جبهه مختلف در قبال مسائل به وجود آمد: یکی جبهه ی نفی و تعطیل که پیشروان آن گروهی به نام اهل حدیثیا همان اشاعره و گروهی دیگر که به اصالت عقل معتقد بودند به نام معتزله :

 

الف- اشاعره:

1-به اهل حدیث مشهور بودند و هر گونه بحث و تفکر در پیرامون جهان هستی را ناروا می شمردند.

2-معلوماتشان در حد نقل احادیث و خواندن ظاهر آیات بود.

3-تفسیر و تحقیق درمورد مسائل مابعدالطبیعه و حتی تفسیر در آیات قران را ناروا می دانستند.

ب - معتزله:

1-بحث عقلانی را جایز می شمردند حتی مسائلی از قرآن که با اعتقاد آنها سازگار نبود را رد می کردند.

2-این گروه به شیعه نزدیکتر بودند و از عقل فلسفی و استدلالی بهره مند بودند.

3-بسیاری از مسائل وارد شده در قران را رد می کردند چون با عقل خود سازگار نمی دیدند.

14- اهل حدیث به پرسش کننده گان مسائل عقلی چه پاسخی می دادند؟

جمله ی <<الکیفیته مجهوله و السوال بدعه>> را که ظاهرا" جمله ی شایعی بوده ، مطرح می کردند.

15- روش پیشوایان دین در برخورد با پرسش کنند گان مسائل عقلی چگونه بود؟

آنها هیچ سوالی را محکوم نمی کردند و بدعت نمی شمردند. مکرر از ائمه ی اطهار (ع) پرسش هایی شده است و آنان نه تنها به تعطیل تفکر امر ننموده اند بلکه پاسخ هایی در حد توان فکری پرسش کننده بیان نموده اند.

16- خاستگاه فلسفه اسلامی را باید در کجا جستجو کرد؟

خاستگاه فلسفه ی اسلامی را باید در متن و بطن خود اسلام جست و جو کرد نه در برخورد تاریخی اسلام با فلسفه های دیگر.

 

*درس دوم*

1- اوضاع فکری مسلمانان در دوران خلافت بنی امیه چگونه بود؟

دوران خلافت بنی امیه آمیخته با ظلم و سیاهی بود.در این دوره حکومت قومی و آداب جاهلیت تا حدی تجدید حیات یافت در نتیجه شرایط برای فعالیتهای فکری و فرهنگی به حال تعطیل در آمد و فرهنگ اسلامی دچار فترت و رکود شد.

 

2-اوضاع فرهنگی مسلمانان در دوران خلافت بنی عباس چگونه بود؟

خلافت بنی عباس نیز اگر چه با ظلم و ستم همراه بود اما از جنبه های علمی ،اوضاع را تا حدودی دگرگون کرد.

 

3- در دوران خلافت بنی عباس دو واقعه ی مهم رخ داد،آن دو را بنویسید؟

1- ایرانیان به دستگاه خلافت را یافتند. 2- بغداد مرکز خلافت اسلامی قرار گرفت.

این دو واقعه تاثیر عمیقی بر رشد فلسفه و علوم دیگر گذاشت.

 

4- ایرانیان پیش از اسلام چگونه با فرهنگ یونانی آشنا شدند؟

اندکی پیش از فتوحات مسلمانان ، انوشیروان ساسانی در خوزستان مدرسه ای تاسیس کرد و بسیاری از کتب سریانی ،هندی و یونانی را در آنجا گرد آورد.این مدرسه هفت تن از فلاسفه ی نو افلاطونی را که از آتن اخراج شده بودند را به استادی پذیرفت و به آنان اجازه داد که دانش خود را منتشر سازند.بدین ترتیب ایرانیان قبل از تسلط مسلمانان با فرهنگ یونانی آشنا شده بودند.

 

5- شهر بغداد در زمان کدام خلیفه و با توصیه چه کسانی تاسیس شد؟ در زمان منصور دوانیقی و به توصیه برمکیان

6- میراث تفکر یونانی در زمان معتضد عباسی از چه طریق به بغداد منتقل شد؟ از طریق اسکندریه به انطاکیه و سپس به حران و بعد بغداد.

7- بیت الحکمه در چه شهری و توسط چه کسی و به توصیه چه فردی تاسیس شد؟

در شهر بغداد و توسط هارون به توصیه یحیی برمکی .

 

8- بیت الحکمه در چه زمانی رونق یافت و چه تاثیری در فرهنگ مسلمانان داشت؟

بیت الحکمه در زمان مامون عباسی رونق زیادی یافت و در این بیت الحکمه تمام کتب علمی و فلسفی از زبانهای زنده جهان ترجمه و تدریس می شد و کار مطالعه و تحقیق بالا گرفت. نقل و ترجمه علوم گوناگون از قبیل منطق و فلسفه و نجوم و ریاضیات و طب و ادب و سیاست از زبان های یونانی و پهلوی و هندی و سریانی بیش از پیش اهمیت یافت.

 

9- هنوز هشتاد سال از سقوط دولت اموی نگذشته بود که قسمت زیادی از ........... و شارحان ............. و بسیاری از کتب .......... و برخی از محاورات ......... به عربی ترجمه شد.

 

10- ابن ناعمه کتاب اثولوجیا را که بخشی از تاسوعات افلوطین است ترجمه و کندی آن را اصلاح کرد.

11- اسکندر افرودیسی از شارحان ............. و ابن سینا اورا .............. نامید؟

حکمت ارسطویی- فاضل متاخرین .

 

12- ترجمه ی آثار فلاسفه ی یونانی به زبان عربی چه تاثیری در اندیشه ی مسلمانان بر جای نهاد؟

بدین ترتیب میراث فلاسفه ی یونان و آنچه از معارف ملل قدیم غرب آسیا در حوزه های اسکندریه و حران و غیر آنها تمرکز یافته بود ، در دسترس مسلمانان قرار گرفت. مسلمانان نیز پرورش یافته ی دینی بودند که از یک طرف عالی ترین معارف توحیدی و عمیق ترین دیدگاه ها رادر خصوص جهان هستی تعلیم می داد و از طرف دیگر راه را برای تحصیل علم و حکمت هموار کرده بود.

 

13- فلسفه ی اسلامی چگونه تاسیس شد؟

از طریق آثار ترجمه شده با حکمای یونان هم سخن شده و آرای آن ها را نقد کردند و نظام فلسفه نوینی را سامان دادند. نظام فلسفی ضمن برخورداری از آرای افلاطون و به خصوص ارسطو ، اندیشه های جدیدی را نیز در بر داشت ، بدین ترتیب فلسفه ی اسلامی تاسیس شد.

 

14- فلسفه اسلامی در آغاز چه نامیده شد؟ چرا؟

فلسفه مشاء←به جهت غلبه ی گرایش ارسطویی آن.

 

15- متفکران مسیحی از چه زمانی تحت تاثیر فلا سفه ی اسلامی قرار گرفتند؟

متفکران مسیحی طی قرن هایی متمادی تنها تاحدودیی با افکار افلاطون ونوافلاطونیان آشنایی داشتند اما این آشنایی ار قرن دوازدهم به بعد با ترجمه آثار دانشمندان مسلمان شدت گرفت .

 

16- ترجمه ی آثار فلاسفه ی اسلامی به زبان لاتین چه تاثیری در تفکر مغرب زمین داشت ؟

آنان از طریق آثار فلاسفه اسلامی علاوه برکسب شناخت گسترده تر از اندیشه هایی ارسطو با ابتکارات فیلسوفان اسلامی که در راه سازگار کردن اعتقاد ات دینی بااستدلال های عقلی گام های بلندی برداشته بودند آشنا شدند. و از قرن سیزدهم به بعد عنصر درخشان عقل که در فلسفه اسلامی جایگاهی خاص داشت بر فرهنگ مسیحی تاثیری آشکار به جا نهاد.

 

17- ابن سینا و ابن رشد چه تاثیری در تفکر مغرب زمین داشتند؟

تاثیر عقلانیت ابن سینا و ابن رشد در فرهنگ غرب به حدی است که مورخان فلسفه اصالت عقل اروپاییان را در عصر جدید تا حد زیادی متاثر از فلسفه ی اسلامی می دانند.

 

18- متفکران معروف دانشگاه پاریس و دانشگاه آکسفورد را نام برده و بنویسید تحت تاثیر چه کسانی قرار گرفته بودند؟

دانشگاه پاریس: آلبرت کبیر ،توماس آکوئینی،تحت تاثیر ابن سینا

دانشگاه آکسفورد:راجر بیکن ،بیکن از نظر فلسفی تحت تاثیر ابن سینا و از نظر علمی تحت تاثیر ابن هیثم فیزیک دان بزرگ اسلامی قرار داشت.

 

19- فلسفه اسلامی در قرن ششم مورد انتقاد چه کسانی قرار گرفت؟ غزالی و فخر رازی

20- در قرن ششم حکیم بزرگ دیگری فلسفه ابن سینا را به قلمرو جدیدی هدایت نمود او ................ بود.

21- شرح استادانه ................. بر کتاب اشارات ابن سینا به فلسفه مشاء رونق تازه ای بخشید.

 

*درس سوم*

1- چرا فلسفه اسلامی صورت استدلالی داشت؟ زیرا فارابی و ابن سینا که فلسفه اسلامی را گسترش زیادی دادند برای آرای ارسطو اعتبار زیادی قایل بودند و ارسطو در مباحث فلسفی بیش از هر چیز به قیاس برهانی تکیه داشت، فلسفه اسلامی نیز صورت استدلالی پیدا کرد.

 

2- الف:اصل واقعیت مستقل از ذهن را توضیح دهید؟

اصل واقعیت مستقل از ذهن:در گذشته بسیاری از سوفسطائیان بر این اعتقاد بودند که در عالم خارج از ذهن هیچ واقعیتی وجود ندارد و انسان خیال می کند در عالم خارج از ذهنش واقعیت ها وجود دارند. بنابراین فیلسوفان در ابتدای مباحث مربوط به وجود موظف بودند واقعیت ها را مستقل از ذهن آدمی ثابت کنند.

این اصل نخستین و مهم ترین اصلی که می تواند مبداء تحقیق فلسفی قرار گیرد

این اصل یقینی که ذهن بشر از قبول آن ابایی ندارد،مرز جدایی فلسفه از سفسطه است،با این تفاوت که سوفسطایی نیز در عمق ذهن و ادراک خویش بر این اصل معترف است و تنها در مقام بحث یا تاملات سطحی آن را انکار می کند.

این اصل از بدیهیات اولیه است که نه اثبات شدنی است و نه انکار شدنی.

 

3- مغایرت وجود و ماهیت را با مثال توضیح دهید؟

انسان هر واقعیتی را تصور کند متوجه می شود که برای آن واقعیت دو مفهوم قابل بررسی است یکی  مفهوم «وجود» و و دیگری مفهوم«ماهیت»

مثلا": ستاره وجود دارد    ستاره:موضوع (ماهیت )       وجود:محمول        

حال آیا در قضیه مورد نظر تصوری که ما ازموضوع قضیه یعنی ماهیت شیء داریم عین تصور ما از محمول قضیه یعنی مفهوم وجود، است؟ یعنی ما از قضیه "ستاره موجود است" همان معنای قضیه "ستاره ستاره است" را می فهمیم؟ روشن است که اینطور نیست.  

 

4- ماهیت را تعریف کنید؟

ماهیت هر شئ عبارت است از چیستی آن شئ.

 

5- یک دلیل در اثبات مغایرت وجود و ماهیت بنویسید و آن را با یک مثال توضیح دهید؟

دلیل:مفهوم وجود غیر از مفهوم ماهیت است چون اگر ماهیت و وجود در واقعیت های جهان یکی بود با اثبات یا تصور ماهیت یک چیز وجودش ثابت می شد، در صورتی که در بسیاری از موارد چنین نیست. مثلا" ماهیت ققنوس یا هیولا برای ما معلوم است ولی حقیقت این است که با تصور ماهیت یک شئ وجود آن ثابت نمی شود. این بحث در فلسفه با عنوان مغایرت وجود با ماهیت یا زیادت وجود بر ماهیت در ذهن ،یکی از اصول حکماست.

 

6- الف:مواد قضایا (وجوب ،امکان و امتناع ) را با مثال بنویسید؟

در هر قضیه که محمولی به موضوع نسبت داده می شود بین موضوع و محمول سه گونه رابطه برقرار است:

1-یا نسبت دادن محمول به موضوع واجب است که رابطه این موضوع و محمول را وجوبی می نامند. مثل: مجموع زوایای مثلث 180درجه است. ←رابطه ی وجوبی

2- و یا نسبت دادن محمول به موضوع هم به نحو مثبت و هم منفی قابل تصور است که رابطه را امکانی می خوانند. مثل: مثلث متساوی الاضلاع است← رابطه امکانی

3- و یا نسبت دادن محمول به موضوع محال است که این رابطه را امتناعی می نامند. مجموع زوایای یک مثلث 270 درجه است.←رابطه ی امتناعی

 

7- مواد ثلاث (وجوب ،امکان و امتناع ) را از نظر حکما با مثال توضیح دید؟

اگر محمول قضیه ای وجود قرار گیرد برای نوشتن قضیه آن سه حالت قابل تصور است:

1- رابطه بین موضوع و وجود وجوبی است و موضوع ضرورتا" وجود دارد. مانند خداوند وجود دارد ← واجب الوجود مانند ذات خدا

2- رابطه ی بین موضوع و وجود امکانی است و موضوع هم می تواند وجود داشته باشد و هم نباشد ←ممکن الوجود مانند همه موجودات غیر از ذات خدا

3- رابطه ی بین موضوع و وجود امتناعی است و وجود موضوع محال است. مانند شریک خدا وجود دارد ← ممتنع الوجود مانند شریک خدا

*درس چهارم*

۱- رابطه بعد از وجود را با مثال توضیح دهید؟

رابطه بعد از وجود:این رابطه بعد از وجود اجزا یا طرفین رابطه فرع بر وجوب رابطه ایجاد می شود و همیشه رابطه فرع بر وجود رابطه و قائم به دو طرف رابطه است.مانند:قانون نظم ،که تا اجزاء مجموعه نباشد رابطه نظم ایجاد نمی شود.هم چنین رابطه تعادل ، اتکاء ، جاذبه و...

۲-الف:رابطه در خود وجود یا حین وجود را توضیح دهید؟

این رابطه درست در حین بوجود آمدن دو طرف رابطه بین آنها برقرار می شود مانند:قانون علیت که درست در همان لحظه که علت به معلول وجود می بخشد این قانون بین آنها حاکم است.

ب:علیت چگونه رابطه ای است؟توضیح دهید؟

1-کهن ترین مسئله فلسفه است.

2-مهم ترین عاملی که انسان را در تفکر می اندازد.

3-تمام هستی معلول با همین رابطه و قانون تحقق می یابد.

4-در این رابطه وجود داد و ستد می شود.

۳- علت را تعریف کنید؟«علت آن چیزی است که معلول در هستی خود به آن نیاز مند است»

4-نظریه مقابل علیت چه نام دارد و چرا از نظر عقل قابل قبول نیست؟

صدفه یا تصادف درست نقطه مقابل اصل علیت است یعنی:

1-بوجود آمدن معلول بدون علت خاص. 2-هیچ نظم و قاعده ای در جهان نیست.

3-هیچ شرطی در عالم نیست یعنی هیچ چیز شرط چیز دیگر نیست. 4-قبول صدفه یعنی خط بطلان بر تمامی علوم و دانش ها.

5-قبول صدفه یعنی شکاکیت و سوفسطایی گری است.

۵-ملاک نیازمندی معلول به علت به چه معنی است؟

یعنی اینکه دریابیم در یک شئ کدام خصوصیت است که نشانه معلولیت است.

۶-حادث و قدیم در عرف و اصطلاح فلسفه و کلام به چه معنی است؟

حادث در لغت و عرف به معنی «نو» و قدیم به معنی «کهنه» است.ولی معنای حادث و قدیم در اصطلاح فلسفه و کلام با معنای اصلی آنها تفاوت دارد.مقصود فلاسفه و متکلمان از حادث بودن و نو بودن یک چیزی آن است که آن چیز بیش از آنکه آن چیز موجود باشد نابود بوده است یعنی اول نبوده و بعد موجود شده است.مقصود ایشان از قدیم بودن هم این است که آن چیز همیشه بوده و هیچ زمانی نبوده است که موجود نباشد.

۷-الف:ملاک نیازمندی معلول به علت از نظر متکلمین چیست؟توضیح دهید؟

از نظر متکلمین جهان حادث است و همین حادث بودن ملاک نیازمندی آن است (نظریه ی حدوث)

۸- چرا متکلمین ملاک نیازمندی معلول به علت را حدوث می دانند؟استدلال آنها را در این مورد بنویسید؟

متکلمان اسلامی معتقدند که فقط خداوند قدیم است و هر چه غیر از خداست (که «جهان» یا «ماسوی» نامیده می شود)اعم از مجرد و مادی همه حادث اند. متکلمین می گویند اگر چیزی حادث نباشد و قدیم باشد آن چیز هرگز به علت نیازمند نیست. پس اگر فرض کنیم که غیر از ذات حق اشیای دیگر هم قدیم اند، آنها هم از خالق بی نیاز می شوند و مانند خدا واجب الوجود می گردند و مشکل تعدد واجب و شرک چیش می آید.

۹-ملاک نیاز مندی معلول به علت از نظر فلاسفه چیست توضیح دهید؟

ملاک نیازمندی معلول به علت در خود شئ معلول است و نباید برای تحقیق درباره معلولیت شئ به گذشته ان مراجعه کنیم. حکماء منشاء این نیازمندی را امکان ذاتی می دانند.

۱۰- نظریه امکان ذاتی را توضیح دهید؟

فلاسفه در باب ملاک نیاز مندی جهان به علت هم معتقدند برای اثبات معلولیت عالم لازم نیست به گذشته جهان رجوع کنیم ببینیم زمانی بوده که نبوده است جهان هستی صرف نظر از گذشته و حال و آینده اش ذاتا ممکن الوجود است و شئ ممکن الوجود ذاتا به علت نیازمند است، زیرا ممکن الوجود با وجود و عدم نسبتی متساوی دارد و نیاز به علتی دارد که آن را از حد تساوی خارج کند و به وجود آورد (چه حادث باشد چه قدیم) این نظریه به امکان ذاتی معروف است.

۱۱-علت تام و علت ناقصه را با مثال توضیح دهید؟

الف:علت تام:

1- به مجموعه ی تمام علتهای ناقصه ای که گرد هم جمع می آیند تا یک معلول را به وجود آورند می گویند.

2- شرط لازم و کافی برای تحقق معلول است.

3-علت وجود دهنده وهستی بخش معلول است.

ب:علت ناقصه:

1-به هر یک ازعلت های مختلف که در به وجود آمدن یک معلول دخالت دارد علت ناقصه می گویند.

2-فقط شرط لازم برای تحقق معلول است وشرط کافی نیست.

3- به وجود آمدن معلول به نحوی به آن وابسته است ولی به تنهایی برای تحقق معلول کافی نیست.

۱۱-اصل وجوب علّی و معلولی را توضیح دهید؟

اصل ضرورت علّی و معلولی:علت تامه علاوه بر اینکه به معلول وجود می بخشد ضرورت بخش آن نیزهست.

۱۲- آیا با وجود علت ناقصه، وجود معلول ضروری و واجب است؟ خیر زیرا علت ناقصه تنها جزئی از علت تامه است و به تنهایی نمی تواند موجب وجود معلول باشد.

۱۳- چرا اگر علت ضرورت دهنده به معلول نباشد وجود دهنده به آن نیز نخواهد بود؟  1. معلول با قطع نظر از علت دارای امکان ذاتی است یعنی نسبت به وجود و عدم متساوی است. اگر همین تساوی به وجود و عدم برای ایجاد شئ کافی بود دیگر به علت نیازی نبود و هر حادثه ممکن الوجودی بدون علت خود به خود بوجود می آمد. چنین فرضی همان صدفه است که مساوی با نفی قانون علیت است.

2. اگر معلول با وجود علت نیز از ناحیه آن ضرورت وجود دریافت نکند و هنوز در مرحله امکان ذاتی باشد یعنی با فرض تحقق علت ضرورتا موجود نمی شود و حال آن همان حالی است که پیش از تحقق علت داشت پس فرض تحقق علت و عدم تحقق علت نسبت به معلول مساوی است یعنی می توان فرض کرد که علت تحقق دارد ولی معلول بوجود نمی آید این فرض تخلف علت از معلول خویش در واقع همان اتفاق است.  این همان معنای ضروری و لایتخلف بودن نظام وجود است.

۱۴- قاعده ی «الشئ مالم یجب لم یوجد» را در نظر حکما توضیح دهید؟

حکما میگویند هر چیزی تا وجودش به مرحله وجوب وضرورت نرسد موجود نمی گردد پس هرچیزی که موجود شده و می شود به حکم ضرورت و وجوب در یک نظام قطعی و تخلف ناپذیرموجود می گردد.

 

۱۵- از نظر حکما چرا وجوب مقدم بر وجود است؟

 زیرا شئ تا به مرحله وجوب نرسد هنوز در مرحله امکان ذاتی است و نسبتش با وجود و عدم مساوی است واگر به وجود آید ترجیح بلا مرجح یا صدفه است.

۱۶- سنخیت علت و معلول را با مثال توضیح دهید؟

 هر علت فقط معلول خاصی را ایجاد می کند و هر معلولی تنها از علتی خاص صادر می شود یعنی میان هر علت با معلول خودش سنخیت و مناسبت خاصی حکم فرماست که که میان یک علت و معلول دیگر نیست.

۱۷- در پرتو اصل سنخیت جهان در اندیشه ما چگونه است؟

در پرتو این اصل نظام جهان انتظام می یابد و در اندیشه ی ما به صورت دستگاهی منظم و مرتب در می آید که هر جزء آن جایگاه به خصوصی دارد و هیچ جزئی ممکن نیست در جای جزء دیگر قرار گیرد.

۱۸- چرا اصل سنخیت لازمه اصل علیت است؟

چه فرض کنیم معلول بدون علیت بوجود آید و چه فرض کنیم معلول بدون سنخیت با معلول خودش از هر علتی فراهم آید در هر دو صورت در دام صدفه گرفتار خواهیم شد. اصل علیت ارتباط و پیوستگی موجودات جهان را بیان می کند و اصل سنخیت نظام حاکم بر این ارتباط را، بدیهی است که رابطه بدون نظام و قاعده قابل تصور نیست و چنین را بطه ای در حکم نفی رابطه است.

۱۹- تسلسل علل نامتناهی محال است یعنی چه؟

اگر وجود یک شئ صادر از علتی و قائم به علتی باشد و وجود آن علت قائم به علت دیگر، ممکن است عدد علتها و معلول ها که به این ترتیب هر یک از دیگری صادر است بسیار باشد ولی در نهایت این سلسله به علتی منتهی می گردد که قائم بالذات است و وجود آن از علت دیگری نیست.

۲۰- چه کسانی در ابطال تسلسل علل نا متناهی برهان اقامه کرده اند وبنویسید این برهان در چه مبحثی کاربرد دارد؟

حکمایی نظیر فارابی ، ابن سینا ، خواجه نصیر الدین طوسی ، میرداماد و... هر یک برهانی بر بطلان تسلسل علل اقامه کرده اند.این براهین در مبحث خداشناسی فلسفی کاربرد زیادی دارند و گاهی خود برای اثبات وجود خدا به کار می روند.

۲۱- در برهان فارابی بر امتناع تسلسل علل از چه اصلی استفاده شده و این اصل بیانگر چیست؟

در این برهان از اصل «تقدم علت بر معلول» استفاده شده است این اصل بیان می کند که علت بر معلول خود تقدم وجود دارد و معلول در مرحله و مرتبه بعد از علت قرار گرفته است یعنی وجود معلول مشروط به وجود علت است در صورتی که وجود علت مشروط به وجود معلول نیست.

۲۲- برهان فارابی بر امتناع تسلسل علل را با مثال توضیح دهید؟

اگر سلسله ای نا متناهی از علت ها و معلول ها را در نظر آوریم چون همه افراد این سلسله خود معلول علت بالاتر از خود هستند در نتیجه وجود هر کدام مشروط به وجود به دیگری است که وجود آن دیگری هم به نوبه ی خود مشروط به دیگری است بدین ترتیب این سلسله علت های مشروط هرگز تحقق پیدا نخواهند کرد ، حال اگر آن سلسله بوجود امده باشد ، عقل گواهی می دهد که یک علت نا مشروط ( علت العلل) به عنوان سر سلسله بوده است .مثال:یک گروه نظامی که قصد حمله به دشمن را دارد( مراجعه شود به کتاب صفحه 36 پاراگراف اول ) .

۲۳- برهان وجوب و امکان (برهان سینوی) را بنویسید؟

به هر موجودی در جهان هستی که اشاره کنیم یا ممکن الوجود است یا واجب الوجود اگر واجب الوجود باشد مدعای ما برای داشتن یک واجب الوجود در جهان ثابت است و اگرممکن الوجود باشد نیازمند یک علت است و اگر به سراغ علت آن برویم آن علت هم واجب الوجود یا ممکن الوجود ، در این صورت این سلسله ممکن الوجود ها لا محاله به یک واجب الوجود ختم شود و گرنه هرگز هرگز به درجه وجوب و در نتیجه به مرتبه وجود نمی رسد و تحقق پیدا نخواهد کرد.

۲۴-چرا ابن سینا برهان خود را بهترین برهان در اثبات وجود خدا می داند؟

زیرا در این برهان تنها یک محاسبه ی عقلی ما را به نتیجه می رساند.

۲۵-ابن سینا در برهان سینوی چهار اصل کلی را مسلم فرض نموده ، آنها را نام ببرید؟

اصولی که برهان سینوی بر آنها استوار است:

1-در جهان موجودات وجود دارند.

2-موجود یا ممکن الوجود است با واجب الوجود.

3 -ممکن تا زمانی که وجوب پیدا نکند بوجود نمی آید.

4-تسلسل علل نا متناهی محال است.

۲۶-از سه«اصل علیت»«اصل ضرورت علی و معلولی»«اصل سنخیت»به ترتیب چه نتایجی استخراج می شود؟

1-ارتباط و پیوستگی موجودات جهان←اصل علیت.

2-تخلف نا پذیری نظام هستی←ضرورت علی و معلول.

3-نظام معین هستی←اصل سنخیت.

۲۷-فلسفه چگونه می تواند مبنای شناخت تجربی قرار گیرد؟با مثال توضیح دهید؟

کار فلسفه در ارتباط با علوم تجربی:

فلسفه با تبیین قانون علیت سه ثمره برای علوم تجربی داشته است:

1-اثبات رشته های اتصال میان پدیده های جهان.

2-فراهم آوردن مقدمات برای شناخت یقینی قوانین.

3-تحکیم پایه های آزمایش های تجربی به عنوان روش تحقیق.

و علوم تجربی با این سه ثمره می تواند به شناخت دست پیدا کند

۲۸-کلیت و ضرورت قوانین علمی را باید در کجا جست و جو کرد؟

کلیت و ضرورت در قوانین علوم تجربی به وسیله اصول اثبات شده بوسیله فلسفه است(علیت و ...) فلسفه درباره اصول کلی علوم تجربی تحقیق می کند و پس از کسب اطمینان از صحت آنها ، آنها را در اختیار دانشمندان علوم تجربی قرار می دهد تا آنها بتوانند با استفاده از آنها به تحقیق علمی بپردازند.

۲۹- نتیجه ی یک تجربه علمی در چه صورتی می تواند تعمیم یافته به صورت یک قانون علمی در آید؟(جواز تعمیم در علوم تجربی چیست؟)

علوم تجربی وابسته به آزمایش و در آزمایشات علوم مختلف تجربی نتیجه همان آزمایش برای همان مورد قابل قبول است و به موارد مشابه سرا یت نمی کند حتی اگر تعداد آزمایشات زیاد می شود باز هم نتیجه برای همان موارد محدود خواهد بود ولی در قوانین تجربی ما با یک کلیت سر و کار داریم و قوانین علمی همیشه بیانگر قانون کلی و ضروری است و نتیجه آزمایش به موارد آزمایش نشده تعمیم می شود.

جواز تعمیم موارد جزیی آزمایش شده به کل افراد آن مجموعه بواسطه اصول اثبات شده در فلسفه است این اصول عبارتند:اصل علیت ، یکنواخت عمل طبیعت و...

۳۰- مراتب هستی در نظام هستی را از نظر حکمای مشاء توضیح دهید؟

فلسفه مشاء ثابت می کند بین خداوند و جهان ماده فرشتگان بی شماری هستند ، در ده مرتبه که به عقول ده گانه مشهور هستند (عقول عشره) این عقول هم واسطه فیض آفرینش از خداوند جهان ماده هستند و هم واسطه تکامل و رسیدن انسان به خداوند هستند در حقیقت خداوند هم علت العلل همه موجودات است و هم غایت و هدف تکامل همه موجودات.

۳۱- توضیح دهید یکی بودن علت العلل و غایت الغایات در نظام هستی به چه معناست؟ اثبات علت العلل و غایت الغایات در جهان هستی نشان می دهد که مجموعه جهان از یک مبدء سرچشمه گرفته و در سیر تکاملی خود به واسطه مجردات به سوی یک مقصد رهسپار است. فالسفه اثبات می کنند که علت العلل در نظام هستی همان غایت الغایات است.

 

*درس پنجم*

1- آثار فارابی را همراه با ذکر موضوع بنویسید.

 2- چرا فارابی را مهمترین فیلسوف سیاسی اسلام می دانند؟ زیرا او در باب سیاست بسیار اندیشید و آثار متعددی در این زمینه نوشت.

3- توضیح دهید علت برپایی مدینه از نظر فارابی چیست؟ و هدف اصلی آن کدام است؟ فارابی مانند ارسطو معتقد است انسان مدنی بالطبع است و علت تشکیل مدینه، ادامه حیات و دستیابی به برترین کمالات انسانی است که انسان به تنهایی از عهده آن بر نمی آید و هر یک از اعضای گروه عهده دار برطرف کردن بخشی از این نیازها می گردد و هدف اصلی تشکیل مدینه دست یابی به سعادت دنیا و آخرت می باشد.

 4- مدینه فاضله را از نظر فارابی تعریف کنید؟

بهترین مدینه ها ، مدینه ای که مردم آن به اموری مشغول و به فضایلی آراسته اند که در نهایت آن مدینه را به سوی سعادت رهنمون می سازد فارابی چنین مدینه ای را مدینه فاضله می نامد.

5- فارابی چگونه مدینه فاضله را به بدن انسان سالم تشبیه می کند؟توضیح دهید؟ پاسخ در جزوه

6- الف.دیدگاه فارابی درباره ی مدینه ی فاضله چه رابطه ای با مبانی ما بعد الطبیعه او دارد؟

دیدگاه فارابی درباره مدینه فاضله از مبانی مابعدالطبیعه او الهام گرفته است. در رأس سلسله ذات احدیت و بعد عقول یا فرشتگان و آخرین آنها عقل دهم یا عقل فعال. نسبت عقل فعال به طبیعت مانند نسبت قلب به بدن و رئیس به مدینه فاضله است.

5-از نظر فارابی زعیم مدینه فاضله باید دارای چه ویژگی های باشد و چه کسانی می توانند این ریاست را به عهده بگیرند؟ 1) دارای روحی بلند و سرشتی عالی باشد

2) فضایل و توانایی های لازم را داشته باشد

3- باید به عالی ترین درجه تعقل و تفکردر احکام دینی رسیده باشد تا بتواند مصالح مردم وشرایع و احکام را دریافت و آنها را به وضوح به مردم منتقل کند و شرایط تحقق آرمان های الهی را در جامعه فراهم کند

 بقیه درس پنج بر اساس جزوه